معرفی وبلاگ
اول سلام که نام خداست. دوم خیلی خوش آمدید به وبلاگ کوچیک من سوم اگه براتون مهمه که من نظرتون رو در مورد هر پست بدونم تا بفهمم که مطالبش چقدر بدرد بخور بوده یا نبوده تو قسمت نظرات هر پست نظرتون رو که برام خیلی مهمه رو یادداشت کنید. *** کاش " آهسته بیایی " تا سکوت نازک قلبم جاودانه شود. ***
دسته
˙•▪●ღگلستاني از دوستان خوبم ღ●▪•˙
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 95877
تعداد نوشته ها : 133
تعداد نظرات : 311
Rss
طراح قالب
GraphistThem225

تعادل از کلمه عدل مشتق می شود و دارای معانی متفاوتی از جمله: دادکردن . داد دادن . نهادن هر چیز به جای خویش . حد وسط

میان افراط و تفریط . هم وزن و هم سنگ و هم ترازو بودن و غیره... را دارد

 

از آنجا که اعتدال بر کلیه سنتهای حاکم بر هستی بر تک تک و جزءجزء  آن هویدا است پس در انسانها نیز وجود دارد اما چون

انسان موجودی با اختیار است می تواند آن را در خود رشد دهد یا آن را سرکوب کند و مثل خیلی از چیزهای دیگر بر خلاف

فطرت و ذات واقعی اش عمل نماید .

 

انسانهای متعادل منظم ترین و موفق ترین انسانهای روی زمین هستند زیرا نظم نقطه مقابل پریشانی و درهم ریختگی و خارج

شدن امور از مدار اصلی شان در زندگی انسانها محسوب می شود. در آموزه های شریعت اسلامی هم اعتدال دیده می شود و

دین هیچ امری را بی اعتدال قبول نمی کند و عملی که خارج از تعادل باشد را باطل می داند.

 

ویژگی های انسان متعادل:

-انسان متعادل مسائل زندگی را خوب می شناسد و با آن برخورد منطقی دارد.

-انسان متعادل در مقابل خواست های نا مطلوب و نا معقول دیگران می ایستد.

-انسان متعادل سخن منطقی را می پذیرد .

-انسان دارای تعادل انتقاد پذیر است زیرا به اصلاح و رشد خود بهای فراوانی می دهد.

-در انسان متعادل غم ها و  شادی ها دارای توازنی منطقی هستند.

-انسان متعادل عبرت گیری از اشتباهات و به اصلاح روی آوردن یک اصل مهم محسوب می شود.

-انسان متعادل در برابر سختی ها و مشکلات تاب و تحمل بیشتری دارد و با تدبیر با آنها برخورد می کند

 

دسته ها : روان کاوی
پنج شنبه دهم 10 1388 8 بعد از ظهر

یکی از عوامل مهم شیوع بسیاری ازبیماریهای جسمی و روانی روی آوردن به زندگی ماشینی و پیرو آن نداشتن تحرک است و این موضوع (عدم تحرک فیزیکی شخص) با بالا رفتن سن جدی تر می شود و به عنوان یک خطر مهم برای سلامتی خود را نشان می دهد.(چون به طور طبیعی همزمان با بالا رفتن سن تمایل فرد به تحرک و فعالیت بدنی کاهش می یابد)

نزدیک به 70درصد از مراجعات به مراکز درمانی ناشی از بیماریهایی است که کم تحرکی عامل اصلی بوجود آمدن آنها در فرد بعد از وراثت و  برخی عواملی که فرد در بوجود آمدن آن بیماری نقشی نداشته است ... بیماری هایی از جمله : مرض چاقی. درد مزمن مفاصل . فشار خون . چربی خون. قند خون . بسیاری از ناراحتی های قلبی عروقی و غیره که حدود 70% از مراجعان را شامل خواهد شد .

اما اختلالات روحی و روانی را نیز باید اضافه کرد ... اختلالاتی از جمله افسردگی . اضطراب که بیشترین شیوع را در کم تحرکی دارا خواهند بود ... 

شاید کلمه افسردگی یا دیپریشن را این روز ها زیاد شنیده باشید و یا کلمه اضطراب اما همین دو کلمه ساده می توانند زندگی عادی فردی را به طور جد دچار اختلال کرده و خودشان به تنهایی باعث بیماری های جسمی شوند که چون جنبه روانی داشته اند به این سادگی ها به درمان جواب نمی دهند  ودر مواردی حتی عث مشکلات خانوادگی خواهد شد ...!

بی حالی و خمودگی  ناراحتی های روحی       بی اعتمادی به دیگران   عوض شدن زندگی معمول و برخی عادتهای مهم و لازم عصبانیتهای بی جا و دائمی  تنهایی و انزوا همه از عوارض و نشانه های افسردگی های حاد و تا حدی معمول خواهد بود. که همه قابل پیشگیری و درمان بدون قرص و آمپول هستند .

بنا براین با داشتن تحرک و انجام روزانه فعالیتهای ورزشی می توان تا حد زیادی از بیماری های جسمی و روانی ناشی از این بیماری قرن و شایع جلو گیری کرد .

ورزش علاوه بر پر کردن اوقات فراغت به بهترین وجه شادابی و نشاط را به افراد هدیه کرده و به تنهایی  می تواند مقاومت طبیعی بدن انسان را در برابر بیماریهایی که ذکر شد و همچنین استرس های معمول بالا برده و در مجموع امید به زندگی و اعتماد به نفس را در فرد تا حد زیادی تقویت کند .

(من شخصا علاوه بر ورزشهای روزانه چون والیبال رو دوست دارم در هفته دو یا سه جلسه با دوستانم در دانشکده والیبال بازی می کنیم و این مواردی که عرض شد را دقیقا پیدا کردم و به ورزش ایمان پیدا کردم).  

چگونه ورزش کنیم :                      

حتما لازم نیست به باشگاه بروید اگر برایتان مقدور نیست و یا از وسیله های خاصی مثل تردمیل و دمبل و غیره... استفاده کنید فقط کافی است دو نکته را توجه داشته باشید ...

با توجه به این دو نکته خودتون می توانید راه مناسب رو برای ورزش تشخیص دهید:      

1 -هر جلسه ورزشی باید بین 25تا 30 دقیقه با توجه به سن و توصیه های پزشکتان قابل تغیییر خواهد بود . اما برای دوستان جوان و سالم کمتر از این نباشد. اگر به ورزش گروهی بپردازید حتی بیشتر هم می شود ! بدون اینکه خودتون متوجه باشید واین فوق العاده خوب خواهد بود آنگاه بدن شما بعد از چند جلسه یک اعتیاد مثبت آن هم به مثبت ترین عمل پیدا می کند.

یا اگر سه جلسه 20دقیقه ای در روز برایتان مناسب تر است را می توانید انتخاب کنیذ ... البته اگه وقت دارید ! عالی ست.

جدا از اینها اگر تمام موارد بالا را رعایت نمی کنید حداقل در روز 10دقیقه به حرکات نرمشی و مخصوصا کششی بپردازید .که شمارا از درد مفاصل .عضله. و استخوان جدا از تاثیر روحی روانی کمک می کند.

2-بهترین نوع ورزش ورزشی است که تمام عضلات را به تلاش تا حد امکان وادار کند مثلا گردن شما همیشه یک سری حرکات روتین و روزانه را همیشه یک جور و با یک زاویه تکرار می کند اما شما می توانید گردن خود را در جهات مختلف نیز حرکت دهید و یا بچرخانید که این کار در حرکات روتین کمتر استفاده می شود پس عضلات گردنتان کم کم انعطاف خود را از دست داده و در دراز مدت دچار درد خواهند شد اما با انجام حرکات ورزشی مانند در این مثال گردن  . گردن شما از تمام ضلاتش استفاده کرده و منعطف و قوی تر خواهد شد .

بهترین ورزشها راه رفتن تندو سریع مخصوصا در بعد از ظهرها . حرکات نرمشی و کششی در هنگام گرم بودن بدن (تاکید می کنم بدنتان باید آماده باشداز قبل با دوی درجا و یک سری ورزشهای هوازی و غیر هوازی) .شنا . دوچرخه سواری آرام و بعد تند و سرانجام برخی از بازی های با توپ بادکنکیو بسیاری دیگر که شما بهتر از من می دانید...

و درآخردر پناه خداوند سالم و شاد باشید ... آهسته بیا ...زندگی شاد و سالمی راهمراه با موفقیت برای شما دوست عزیز آرزومند است   . و منو از نظرات خوبتون آگاه کنید ... دوستدار همیشگی شما .      ...*آهسته بیا*...

چهارشنبه دوم 10 1388 8 صبح

سالها پیش دختری نابینا زندگی می کرد که به خاطر نابینا بودنش از همه و حتی از خودش هم متنفر بود ولی تنها یک نفر را دوست

داشت و آن نامزدش بود .

روزی دختر به نامزدش گفت که اگر روزی بتواند دنیا را ببیند . آن روز روز ازدواجشان خواهد بود . از این ماجرا چند روزگذشت

تا اینکه شانس به دختر روی آورد و شخصی حاضر شد تا یک جفت چشم به او اهدا کند و اینچنین شد که دختر بینایی خود را بدست

آورد و توانست همه چیز را ببیند از جمله نامزدش را .

آنگاه پسر شادمانه از دختر پرسید :(( آیا زمان ازدواج ما فرا رسیده ؟)) اما دختر وقتی که دید پسر نابینا ست . شوکه شد . و 

بعد کمی با خود فکر کرد .سپس در پاسخ گفت:((متاسفم نمی توانم با تو ازدواج کنم .آخر تو نابینایی...))

پسر کمی سکوت کرد و بعد از مدتی سرش را به پایین انداخت و از کنار تخت دختر دور شد . بعد رو به دختر کرد و

گفت:((بسیار خوب فقط از تو خواهش می کنم مراقب چشمان من باشی ))...

دسته ها : نوشته های دلم
سه شنبه اول 10 1388 7 صبح
X