معرفی وبلاگ
اول سلام که نام خداست. دوم خیلی خوش آمدید به وبلاگ کوچیک من سوم اگه براتون مهمه که من نظرتون رو در مورد هر پست بدونم تا بفهمم که مطالبش چقدر بدرد بخور بوده یا نبوده تو قسمت نظرات هر پست نظرتون رو که برام خیلی مهمه رو یادداشت کنید. *** کاش " آهسته بیایی " تا سکوت نازک قلبم جاودانه شود. ***
دسته
˙•▪●ღگلستاني از دوستان خوبم ღ●▪•˙
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 99620
تعداد نوشته ها : 133
تعداد نظرات : 311
Rss
طراح قالب
GraphistThem225

دیروز اتفاق عجیبی افتاد

اون با یه دسته گل اومده بود به دیدنم با یه نگاه مهربون با همون نگاهی که سالها آرزوشو داشتم و از من همیشه دریغ می کرد.حالا داشت با اون چشمها و نگاهش گریه می کرد

اون با چشمهای خیسش چند بار پشت سر هم بهم گفت که : دلش برام خیلی تنگ شده ... ولی من فقط نگاهش کردم و هر چه قدر سعی کردم نتونستم باهاش حرف بزنم .

هر چه تلاش کردم نمی شد کاش می تونستم بهش بگم چقدر دوستش دارم ومی خواهم تا همیشه پیشم بمونه اما نمی تونستم...

بعد از یه چند دقیقه که گذشت ... خواست که بره . نمی دونم چقدر گریه کرده بود .آخه سنگ قبرم خیس خیس شده بود از اشک چشمهاش....

من هم وقتی که رفت فقط براش آرزوی خوشبختی کردم ...

*برگرفته از دنیای کوچیک آهسته *


دسته ها : نوشته های دلم
دوشنبه سیم 1 1389 9 صبح
X